تبليغاتX
یکباره زمینگیر می شوم - رسیدن...
دل نوشته های یک ذهن پریشان
یک شب

وقتی روزها را بی حس بارانی چشم هایت

بدون تو عبور می دادم

آمده ایستاده گفتی:

یک روز

-که درست بعد از نبودن من خواهد بود-

فسیلهای عمیق دچار شدگی ام

 بر سنگ زند گی ات

کشف خواهد شد.

و بعد بی صدا ولی غمگین

فضای نبودنت را به من دادی.

و الان درست بعد از نبودن تو است رفته

همان که گفته بودی نشد

ولی

به جای سنگواره های دچار صادقانه ی تو

به حفره ی عمیق تنهایی خودم

نظاره گر ایستاده ام.

و این شاید

 هنوز اول راه کشف همان که گفته بودی است.

 

+ نوشته شده در  جمعه 24 اسفند1386ساعت 8:42 قبل از ظهر  توسط سیدعلی حسینی  |